ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
236
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
كردن كوچ دادن آماده و متشمر شدند . پيش سلطانند در فرمانبرى * آدمى و بحرى و ديو و پرى بر صدق اين دعاوى اين همه قضاياى ضرورى گواهاند . لطيفهء ديگر : حكما و ارباب تنجيم و اصحاب تقويم برين حكم اتفاق كردهاند كه چون زحل به درجهء شرف رسيد دليل گرانى غلات [ و ] عزت 203 حبوبات و قحط و غلا باشد ؛ و الحالة هذه چون زحل به برج شرف رسيد ، از تأثير يمن دولت و قوت اقبال و سعادت نفس نورانى او بر تأثير طبيعت زحل كه معظمترين نحوس سماويست راجح و غالب آمد و تأييد يمن سعود پادشاه خاصيت نحوس زحل باطل كرد ، بل كه خلاف آن واقع شد . مع هذا انتشار ملخ و خشكى سال در بيشتر ديار و بلاد حادث و منضم شد و در سعر غله اثرى نكرد و هرگز سعر غله بدين ارزانى نبوده . گيتى به فر دولت فرمان ده جهان * ماند به عرصهء حرم روضهء جنان بر هر طرف كه چشم نهى جلوهء ظفر * و زهر جهت كه گوش كنى مژدهء امان و اين معنى جز خرق عادت و الهام و كرامات ربانى نتواند بود . بسا كرم كه خدا با نژاد آدم كرد * بدانك سايهء خود را پناه عالم كرد لطيفهء ديگر : آنك از جمله شگفتى و عجايب پادشاه اسلام روز آدينه بيست و نهم شوال سنهء ست و سبعمايه به قصد فتح بيشهء گيلان از قنعر اولانك به لشكر برنشسته بود و از اردوها و خواتين جدا شده و عارضهء انحراف مزاجى به الترميش خاتون راه يافته ، و حكم فرمان آنك رشيد الدوله ملازم او باشد ، و بعد از ادراك صحت بر عقب او بروند . ملازمان شهزاده طيفور بعد از يكچند به اردو با رشيد به حضور امراء معظم پولاد جينسانك و ايسنقوتلوق كه با غروق او بودند تقرير كردند كه دوش يكى